خرید بک لینک
من شاعر نیستممن تنها کلماتی را می دانمکه نام تو را داردو آنها را ردیف می کنم به نشانه توشب را دوست دارم چون آغوش تو را داردصبح را دوست دارمچون بیداری تو را دارداز رنگهایی خوشم می آیدکه رنگ چشمان توستر

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:39

نمی توانم نامت را در دهانم

و تو را

در درونم

پنهان کنم

گل با بوی خود چه می کند؟

گندمزار با خوشه اش؟

طاووس با دمش؟

چراغ با روغنش؟

با تو سر به کجا بگذارم؟

کجا پنهانت کنم؟

وقتی مردم، تو را در حرکات دست هایم

موسیقی صدایم

و توازن گام هایم

می بینند

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:39

ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻛﻨﻴﺪ ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﮔﻔﺖ “ﻣﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻋﺸﻖ ﻣﻲ ﻭﺭﺯﻳﻢ”ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﻋﺸﻖ ﻣﻲ ﻭﺭﺯﻳﺪﺷﺎﻳﺪ ﺍﺷﺘﻴﺎﻕ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻭﻟﻲ ﺑﻴﻦ این ﺩﻭ ﺗﻔﺎﻭﺗﻲ ﺑﺲ ﻋﻈﻴﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩﻋﺸﻖ ﻭﺭﺯﻳﺪﻥ ﻭ ﻧﻴﺎﺯ

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:39

می دانی؛من نشسته ام، شمرده ام. دلتنگی اولین حس دنیا نیست. اولین حس یک رابطه نیست. یک رابطه هیچ وقت با دلتنگی شروع نمی شود. من اول تو را می بینم. خوب که نگاهت می کنم در تمام تنم رسوخ می کنی و چنان دلم

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:39

قسم به پاییزی که در راه استو به پچ پچ های عاشقانه ی برگ ها، در حال افتادن!قسم به بوسه های آخرو به باران های گاه و بی گاهو به آغوش های خالیقسم به عشقکه منپاییز به پاییزباران به بارانآغوش به آغوش دل تنگ

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:39

زیبازیبا هوای حوصله ابری استچشمی از عشق ببخشایمتا رود آفتاب بشویددلتنگی مرازیباهنوز عشقدر حول و حوش چشم تو می چرخداز من مگیر چشمدست مرا بگیر و کوچه های محبت رابا من بگردیادم بده چگونه بخوانمتا عشق در

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:39

صفحه بندی